احسان الله جلسه دارد

در شمار کار هایی که کاکه تیغون برای شگوفایی و باوری طنز افغانستان انجام داده است یکی هم ایجاد و گسترش پیوند میان طنز و طنز نویسان ایران و افغانستان است و بیرون راندن طنزی گل افغانی از انزوای ادبی. به همت همین طنز پرداز نام آور، امروز طنز پردازان و خواننده گان ایرانی با طنز ها وشماری از طنز نویسان افغانستان آشنا شده اند. در نتیجۀ همین تلاش ها و  داد و گرفت های فرهنگی ـ ادبی، ابراهیم نبوی ازطنزپردازان سرشناس معاصرایرانی این بار قلمش را به جان این بندۀ کم طنز تیز کرده است. به گفتۀ کاکه تیغون ، از نبوی هرچه باشد خواندنی است. این هم نبشتۀ آن طنز پرداز گرانمایه:

ادامه نوشته

دوپای و چهار پای

دوپای و چهارپای

 

 

ـ بع بع بع بع... بببععع.

ـ چه بع بع داري چارپاي بي‌ادب؟

ـ او دو پاي بي‌روزي! نشرميدي ديشب علف‌هايم را دزديدي و همراه چوچ و پوچت خوردي؟

ـ بسيار بغ نزن. برو، تو هم استخوان سگ همسايه را بدزد و بخور.

ـ استخوان را من بخورم، سگ بيچاره چه را بجود؟

ـ مهم نيست. سگ بیچاره، برود خر همسايه را بخورد.

ـ عجب! خودت دو پاي هستي و عقلت چهار پاي.

ـ بسيار بغ نزن، در آخور زدن و خوردن دوپای و چهار پای یکی است!

 

ـ نام خدا دوپای آخورشناس! اين عدالت را از كجا آوردی؟

ـ از ستره محکمۀ شکمبه سالارانِ جمهوریِ روده درازان.