گوشت تازه

 فتح خان پسر نوجوانش را صدا زد و گفت:«تازه گل جان، برو جان پدر، دوپاو گوشت دنبه دار بخر و بیار که امروز یک شوربای چرب بخوریم.»

تازه گل دنبال گوشت رفت، رودۀ زمان دراز تر و دراز تر می شد و دنبۀ صبر فتح خان آب می گردید، اما صدای پای گوشت به گوش نمی رسید. استخوان صبر فتح خان شکست و سر پسر کوچکش فریاد زد:« گمشو،برو بیرون، ببین که گوشت چه شد!»

برادر تازه گل به سوی کوچه دوید و بعد از چند دقیقه  مثل برۀ نفس سوخته داخل حویلی شد. فتح خان دنبه خور تا او را دید، مجالش نداد و دوباره سرش صدازد« دنبه چه شد؛ تازه، گوشت آورد یا نه؟»

یک رمه فریاد از حنجرۀ ورم کردۀ پسرک بیرون پرید:« نی پدر، تازه، گوشت را نیاورد، مردم گوشت تازه را آوردند!»

 

عجایب هشت گانۀ دنیا

 خدا فضل کرد که پیکر پاک اسامه درچرکستان پیدا شد و مردم فهمیدند که دولت افغانستان آن قدر قوی است، که می تواند در ده سال، یک بار، سخن راست بگوید.

بعد از سفر غیر منتظره لادین از اسلام آباد به کشور پهناور قیامت، خروس مان تخم داد و کارشناسان سیاسی افغانستان در دور میز های مدور فیصله کردند که، آی. اس. آی بر اساس معیارهای حقوق بین الدول باید یک بار بشرمد. اما خوش بختانه تا به حال منابع مستقل ـ از زیر میزها ـ تأیید نکرده اند که این سازمان شرمیده است یا نه!

بعد از بازدید بچۀ لادن از دنیای باقی و تمدید ویزای اقامتش در آن جا،  ما دنیا نشناس ها تازه فهمیدیم که در این جهان، دو تا جهان داریم:یکی جهان پیش از اسامه، دیگری جهان پس از اسامه.

با کوچ کردن اسامه به صحرای محشر، گاو ما بازهم چوچه داد: حالا آدم می تواند لنده غرهای دموکرات و پشموکرات را که در جاده های حقوق بشر، ناموس ملت را چندک می گیرند و می گزند، اخطار بدهد و بگوید: «هوش تان باشد که اگر اصلاح نشدید، روان تان می کنیم پیش اسامه!»

یکی از مزایای بی شمار سفر اسامه به دور آن دنیا، بدون شک گسترش صنعت قبرکنی وگورسازی خواهد بود و جهان گردان متمدن بدانند که بعد ازاین در عجایب هفت گانۀ دنیا، یک عجیب دیگر اضافه شده است: گور زیر دریایی!

  تولید اندیشه

 روزی با آقای جهانپوه نخود یار، درد دل می کردیم. در پایان بحث آهی کشید و گفت:« مشکل اساسی در کشور ما این است که اندیشه تولید نمی کنیم.»

صد کله را یک کله کردم و پرسیدم:«آدم چه وقت و چگونه می تواند اندیشه تولید کند؟»

نخودیار با خندۀ اینشتاینی، گردنش را مانند هابرماس بلندکرد و گفت:«روزانه بعد از خوردن چای صبح و شبانه بعد از خوابیدن چوچ و پوچ و بیکار شدن مادر بچه ها.»